آناهیتا

زندگی میکند در کرج, ایران متولد سپتامبر 11, 1995 زن

ژانویه 13, 2018 از:
    #عاشقانه_های_من  اولین باری که حس کردم دوستش دارم رو یادم نمیاد، اما اولین باری که گفت «دوستت دارم » رو فراموش نمی‌کنم.  یه روزایی توی زندگی هست که دیگه بر نمی‌گرده، یه آدمایی به زندگیت میان که دیگه تکرار نمی‌شن، یه کسایی از زندگیت می‌رن که جاشون همیشه خالی می‌مونه. اگه این شانس رو داشتم که به عقب برگردم، می‌رفتم به اولین روزی که اسمم رو صدا زد. به اولین باری که می‌خواست یه حرفی رو بزنه و نتونست. به روزی که دوستم داشت و نگفت. انقدر توی اون روز می‌مونم که همونجا بمیرم. مگه آدم چندبار این شانس رو داره که خودش رو توی چشمای کسی ببینه!؟ #پویا_جمشیدی #asheghane

ژانویه 13, 2018 از:
بی ادعا عاشق شدم بی ادعا هم می روم  با"مد" شدم ساحل نشین،با جذرها هم می روم  هرچند این دلدادگی ، شد ماجراي عشق ما  دلداده، عاشق آمدم ، بی ماجرا هم می روم  جاي نمازِ مستحب،من شعرمی گويم  ولی  با بیت هاي خویش تا، بیتِ خدا هم می روم  درمان من آغوشِ توست، بانويِ دفترها غزل  در دفتر شعرم بمان ، من بی شفا هم می روم #ناصرپرواني #asheghane #بی_ادعا_عاشق_شدم_بی_ادعا_هم_می روم 

ژانویه 13, 2018 از:
آمدی جانم به قربانت ولی دیر آمدی بی وفا ! حالا که از جانم شدم سیر آمدی سالها در اوجِ تنهایی مرا یادت نبود تا شدم از قله یِ عمرم سرازیر آمدی بیوگرافی خوانندگان بیوگرافی حمید هیراد      بیوگرافی مجید اخشابی               بیوگرافی پویا بیاتی حجت اشرف زاده         بیوگرافی مسیح و آرش AP        بیوگرافی مسعود صادقلو فریدون آسرائی            بیوگرافی امیر عباس گلاب         بیوگرافی عماد طالب زاده بهنام صفوی               امید حاجیلی        آنهمه بی اعتنا آهو دوانی کردی و در قفس تا از نفس افتاد این شیر، آمدی با تو در آن سویِ رویاها قراری داشتم ای امان از تو که با یک عمر تاخیر آمدی گفتم این چشمِ سیاه، آخر به بختم میچکد با قلم مویِ ازل وقتی به تصویر آمدی در شگفتم باخبر بودی دلم خون است و باز با دو ابرو چون کمان و پلک چون تیر آمدی مات و مبهوتِ تماشایِ تو دیگر نیستم گرچه بیرحمانه زیبا و نفسگیر آمدی سازِ دل تا کوک بود از تو صدایی برنخاست تا که فهمیدی شکسته، غرقِ تحریر آمدی بادِ هوهویِ خزانی هرچه بود از من ربود ای نسیمی که سراغِ برگ انجیر آمدی دفتری بودم که حسرت، برگ برگم را سرود چون رسیدم صفحه یِ پایانِ تقدیر آمدی بی حبیبش تا قیامت رفت تنها شهریار میرود شهراد هم این راه را، دیر آمدی...   دانلود آهنگ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا از بنان   ♫♫ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا  آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا بی وفا حالا که من افتاده ام از پاچرا نوشدارویی نوشدارویی نوشدارویی و  بعد از مرگ سهراب آمدی  سنگدل سنگدل سنگدل این  زودتر میخواستی حالا چرا عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینانازنینانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم  دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا  وه که با این عمر های کوته بی اعتبار  اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند  در شگفتم مندر شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا بی مونس و تنها چرا؟؟ حالا چرا تنها چرا ♫♫ #asheghane #آمدی_جانم_به_قربانت_ولی_دیر_آمدی

ژانویه 13, 2018 از:
گر نمی مانی؛ نیا؛ بیهوده اشوبم، نکن،، من به تنها بودنم، خو کرده؛ مجذوبم، نکن،، گفته، بودم، با دلم، بازی نکن؛ کردی؛ ولی،، گر نمیگویم، سخن؛ دیوانه محسوب نکن،،  روی هر پله‌ای که باشی خدا یک پله از تو بالاتر است نه به این خاطر که خداست برای اینکه دستت را بگیرد

ژانویه 9, 2018 از:
 طاقتم را بردم بالا       نمیدانستم از ارتفاع می ترسد!       از همان بالا افتاد ومرد       دیگر ندارمش....!        غریبی من       از زندگی در غربت نیست        از تنهایی نیست       از بی کسی هم نیست       غریبی من از این است که...       از نزدیک ترین هایم دورم  و به دور ترین هایم نزدیک...!

ژانویه 9, 2018 از:
    نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم…     اما       ایـــــــــــــن روزها…   به لطـــــــــــفِ تــــــــــو…   انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم….!

ژانویه 9, 2018 از:
آزادیم را جشن میگیرم چه خوب که برایم تمام شدی دیگر اشتباه نخواهم کرد.  دیگر حتی به تو فکرم نمیکنم ... هرچقدر دلت میخواهد شـــــیــــــــــــــطــــنـــــــتـــــــــــــــــــــــــ کن !

ژانویه 6, 2018 از:
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺷﺐ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﻨﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺣﻤﻮﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﯿﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﮑﻢ ﺷﯿﻄﻮﻧﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ  ﻫﻤﻮﻧﻄﻮﺭﯼ ﻟﺨﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﺍﺩ ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻣﻮ ﭘﺮﯾﺪﻡ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺮﻭﺳﻠﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﻣﺎﺩﺭﺯﻥ ﻭ ﭘﺪﺭ ﺯﻧﻢ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮ ﮔﺸﺘﻢ ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﺮﻓﺘﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﯿﻮﻣﺪﻡ    ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺘﻢ ﺗﺎ 1 ﺳﺎﻝ ﺍﺯﺷﻮﻥ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺗﻮ ﯾﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﺩﯾﺪﻣﺸﻮﻥ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ ﮐﻪ ..... ﭘﺪﺭ ﺯﻧﻢ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺑﺮﻭﺳﻠﯽ ﮐﻢ ﭘﯿﺪﺍﯾﯽߘ°ߘ°ߘ°ߘ°ߘ #˜Θǘטјǘ #ʙŘј_ϙŘʘǙǙ #ęŘј #ϘȘљȘәě ̂

دسامبر 28, 2017 از:
قلبت مال منه بگو اینو داد بزن که همه بدونن چه فرشته ای همراه منه... #قلبت_مال_منه

دسامبر 28, 2017 از:
آری مرد هم ناز میکند وقتی دستهای عشقش را می گیرد وقتی در بغل تو آرام می گیرد و در سکوت نفس های تو چشمهایش را می بندد آری مرد هم ناز می کند وقتی از درد هایش با تو می گوید وقتی از رازهایش می گوید وقتی تو را عاشقانه می پرستد " آری مردها هم قلب دارند "         #دست_های_عشقم
facebook Telegram Google instagram