ژانویه 22, 2018 از:
داغونــــــم . . . !میدونی داغــــــون یعنی چــــــی . . . یعنــــــی ” داغ اون “امــــــا اون الان داغــــــه با اون #داغ_اون #داغونم

دسامبر 31, 2017 از:
به خیابان که می روم , ناخودآگاه به یاد تو می افتم همان خیابان قدیمی را میگویم ! با چراغ های کم سویش که بعد از رفتنت خاموش شدند! کاش میشد به عقب برگردیم... به روزهای سرد زمستانی که برای دیدن تو از پشت پنجره ی چوبی اتاقت به خیابان می آمدم; روی نیمکت خیس پارک روبروی پنجره اتاقت , ساعتها می نشستم تا لحظه ای تو را ببینم. گاهی سرما تا مغز استخوانم نفوذ می کرد اما تو که میخندیدی,  گرم می شدم یادت می آید؟ پس به احترام روزهای قدیمی بیا و کمی خودمانی باش! اصلا دوباره بیا و مرا به اسم کوچک صدا بزن! گوشهایت را هم بدهکار حرف هیچکس نکن! بگذار کسی سر از نخ نگاهت درنیاورد!! باور کن این خیابان , تا دلت بخواهد بدهکار قدم زدن های دونفره ی من و توست! اینقدر از نبودنت نوشته ام که دیگر هیچوقت بودنت به خواب شعرهایم هم نمی آید! به انتظار آمدنت اینقدر به آستان این در خیره مانده ام ,  که چشمانم از حدقه ی زندگی بیرون زده اند! پس برای یکبار هم که شده بیا تا کلاه بر سر زندگی بگذاریم! میدانم نمی آیی؛ این رابطه از روز اول نطفه اش یکطرفه بسته شده ولی این را هم بدان که عشقهای امروزی , ;کال تر از آنند که دهان رابطه ای را شیرین کنند! چه کنم که این خیابان یاد تو را در ذهن من حک کرده و من باید همیشه غصه این را بخورم که ای کاش خیابان قرار ما ; یک کوچه بن بست بود!! #رابطه #عاشقانه #دلنوشته #غصه #کوچه_بن_بست #قدیمی_ها #خیابان_خلوت #عاشقانه_های_من
facebook Telegram Google instagram